محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
199
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
--> - ابو طالب كافر بود ، عقيل براى بهعهده گرفتن كارهايش از على سزاوارتر بود و جايز نبود مسلم كارهايش را انجام دهد زيرا پيوند ميان آندو قطع شده بود . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم دستور داد على بن ابى طالب او را غسل دهد و حنوط و كفن كند و به خاك بسپارد ، اين نشانه صدق ايمان ابو طالب است و دليل اينكه او مسلمان از دنيا رفته است . 2 - دعاى خير پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و درخواست مواهب و بركات براى او . ما مىدانيم كه دعاى ايشان براى مسلمان بهطور كلى ، و بخصوص دعاى ايشان در حق مؤمنين چه اثر مثبتى دارد . شفاعت ايشان براى ابو طالب ، كه حتى اهل ثقلين هم از آن متعجب و شگفتزده مىشوند نيز ، همين اثر مثبت را داراست . آيا اين شفاعت او ، شفاعتى عاطفى و احساسى است و يا اينكه از روى حقيقت و واقعيت است ؟ پاسخ : شفاعت پيامبر ، شفاعتى است از سر خشنودى و رضايت . زيرا او در اينجا دستخوش عواطف و احساسات نمىشود . در صورت كافر بودن ابو طالب ، پيامبر مجاز نبود پس از مرگ او را ستايش نمايد و دعا كند ، بلكه حتى اگر نگوييم بايد او را نفرين مىكرد و ناسزا مىگفت ، بايد حد اقل از ستايش او خوددارى مىكرد . اين در حالىست كه شخصيت پيامبر به گونهاىست كه هيچگاه از حق كنارهگيرى نمىكند . روايات بسيارى از قول اهل بيت عصمت در حق ابو طالب وجود دارد ، مانند : اگر ايمان ابو طالب در يك كفه ترازو و ايمان مردم در كفه ديگر قرار گيرد ، برترى با ايمان ابو طالب است . و در حديثى آمده است كه : اگر در ايمان ابو طالب شك و ترديد كنى ، سرنوشتت آتش است . در كنز الفوائد : 183 ، و الحجة على الذاهب الى تكفير ابى طالب : 85 ، شرح النهج ابن ابى الحديد : 14 / 68 نيز همين روايت نقل شده است . اين موضوع را در شرح و تحقيق كتاب « بلوغ المآرب فى نجاة آبائه و عمه ابى طالب » ، نوشته سليمان الأزهرى ، بررسى كردهايم ، نگاه كنيد به معجم القبور : 1 / 191 و 204 ، شيخ الابطح : 43 ، تذكرة الخواص : 10 ، ايمان ابى طالب : 10 ، الطبقات الكبرى : 1 / 105 ، السيرة الحلبية : 1 / 373 ، أسنى المطالب : 35 ، تاريخ ابن كثير : 3 / 125 ، الاصابة : 4 / 116 ، شرح شواهد -